تبليغاتX
کیفر شکستن دل تو...

کیفر شکستن دل تو...

من در انتخاب عشق اشتباه کردم

من در انتخاب عشق اشتباه کردم

من در انتخاب عشق اشتباه کردم

عشق من تو نبودی رسول

عشق من کسی بود که سالها باهاش زندگی می کردم

میدیدمش و نمی دیدمش...

نگاه مهربونش...

عشقش...

محبتش...

همه و همه جلوی چشام بود ولی من ندیدم

حالا که مال اون شدم حالا که با هم نامزد شدیم

میبینم ...

میبینم که چقدر دوستم داره و دوستش دارم

با لبخند هم شاد میشیم با غصه ی هم غمگین

با هم می خندیم با هم گریه می کنیم

عشق یعنی این...........

حالا می تونم با تمام وجود احساس کنم 

که یه لحظه جدایی از اون یعنی مرگ.........

حالا فهمیدم عشق یعنی چی

حالا فهمیدم....

چیزی که با تو هرگز احساس نکردم

من مرد زندگیمو پیدا کردم و با اون طعم عشق رو اون طور که باید

تجربه کردم.

ای کاش می تونستم خاطرات تلخ با تو بودن رو از زندگیم و

از ذهن دیگران پاک کنم

نامزدم به روم نمیاره اما میدونم که اذیت میشه

خدایا چقدر مهربون و با گذشته

چقدر بی دریغ به من محبت می کنه

انتظاراتی که از تو داشتم

ولی هیچوقت توی رفتارت ندیدم

من خوشحال و خوشبختم با نامزدم با مرد زندگی و رویاهام.

+ نوشته شده در دوشنبه 4 شهریور1387 9:17 بعد از ظهر توسط عاشق رسول |


 

بي تودر خلوت شب ناله مي كرد دل من

با هر ترانه از تو خوندن گريه مي كرد دل من

ديگه تنها تر از اين نميشه باشم مي دوني

سخته برام از تو جدا شم مي دوني

به دلم وعده دادم كه چشات مال منه

به خدا دوست دارم اين ديگه حرف آخره

گريه وغم واي چه سخته براي من بي تو مي ميرم

دونه دونه اشكهاي من مثل بارون ا ند بي تو مي بارند

چشمهاي من انگار فقط تو رو مي بينند بي تو مي ميرند

گريه نكن همه چي زيباست آخر قصه خدا نگه دار

 

دستاتوبه من بده تاباورم شه پیشمی

میدونم خوب میدونی توتاروپودوریشمی

توکه ازدنیاگذشتی واسه یک خنده ی من

چرامن نگذرم ازیه پوست وخون به اسم تن

توخیالمم نبوددوباره عاشقی کنم

ممنونم اجازه دادی باتوزندگی کنم

نمیدونم چی بگم که باورت شه جونمی

توی این کابوس دردرویای مهربونمی

میدونی باتوپرم ازشعروستاره

میدونی بی تولحظه حرمتی نداره

میدونی درتواین خدابوده که تونسته گل عشقوبکاره

وقتی حتی پیشمی دلم برات تنگ میشه باز

عشق تو تو لحظه هام حادثه سازوقصه ساز

به جون خودت که بی توازنفس هم سیرمیشم

نمیدونم چی میشه بدجوری گوشه گیرمیشم

ممنونم که بچه بازی هامو طاقت میکنی

هرچه قدربدمیشم اماتو نجابت میکنی

هرکجای دنیا باشم بامنی و درمنی

نگران حال و روزم بیشتر از خودمنی

میدونی باتو پرم ازشعر و ستاره

میدونی بی تو لحظه حرمتی نداره

میدونی درتو این خدا بوده که تونسته گل عشقو بکاره

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387 8:14 بعد از ظهر توسط عاشق رسول |


  دیدمش از دور که می رفت

 اشک سردی تو چشاش بود

  اون نمی خواست بره اما...

  زنجیر اجبار باهاش بود

  می شنیدم هق هقش رو

  که می گفت تا فردا بدرود

  لحظه هایی تلخ بود، اما...

   دل من منتظرش بود

 به سلامت ای همه کس

  می دونم که برمی گردی

 می دونم دلت همین جاست

    از دلم سفر نکردی...

  خیلی زود رفت لب جاده

   اما من اونو میدیدم

  خداحافظ گفتنش رو

  خیلی روشن می شنیدم

  چند قدم مونده به بودن

 ذره ای نزدیک تر از من

  سر وعدمون نشستن

 بغض سردم نعره می زد

  خداحافظ عشق رویا

  می مونم تا برگردی

  روی نیمکت لب دریا

m.r

 

+ نوشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت1387 12:5 بعد از ظهر توسط عاشق رسول |


 

من همیشه کودک میشوم وقتی که از دوری ات گریه ام میگیرد

من همیشه کودک میشوم

وقتی که زمین خوده و خاکی گریه کنان به سوی مادرم میدوم

هر شب خاک میکنم یاد تو را در خاک بازی هایم

دستم را مادرم از تو می شوید بعد هر خاک بازی

اما ...............

دلتنگی نوشته های عاشقانه

کاش آن کسی که از پشت پنجره پنهانی نگاهش میکردم

در مقابل چشمانم می نشست

با لبخند ....

آن گاه می گفتمش حرفم را دلم را ...

اما دریغ که سهم من از او

همان پنجره و انتظار عبورش بیشتر نبود

+ نوشته شده در شنبه 28 اردیبهشت1387 1:20 بعد از ظهر توسط عاشق رسول |


می روی.
پرده ها را پس می زنم
پنجره را باز می کنم
موهايم را به دست باد می سپارم و
نفس می کشم
نفسی عميق.
رد پايت نرسيده به پيچ کوچه محو می شوي.
خورشيد تيره مي شود  
خيابان سردتر  می شود.
نفس می گيرد
بغضم اشك مي شود
و تا آمدن دوباره تو  
انتظار مي كشم .

 

 

دارد چه بر سرم می آید ؟
چشمانم را بسته ام و گذاشته ام ثانیه ها لحظه هایم را اعدام کنند
کم آورده ام
نا توان شده ام در برابر روزها
 خسته تر از آنم حرفی بزنم، یا گاهی داد تا شاید کمی سبک شوم!

تنهاییم هر روز پر رنگتر می شود
نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت !؟
اینجا کسی نیست برای حرف زدن
یا حتی اگر کسی هم باشد

حرفهای من از جنس دیگری است
کسی چیزی نمی فهمد از آن!

ولی
ولی دلم می خواست کسی بود و می فهمید تنهایی چه دردی دارد

دستانم را در هوا رها می کنم
ولی نیستی
نیستی تا آنها را بگیری
نیستی تا باورم شود هنوز هم هستم
چه سخت می گذرد بر من...
چه دردی می کشند
من به خودم و احساساتم خیانت کرده ام
آنها توان اینهمه سختی را نداشتند
دردم می آید
من درد دارم
هی من، می بینی
دیگر تو را هم برای خودم ندارم
چقدر تنهایم
ولی آخر دوست داشتن تو چیز دیگری است
دوستت دارم.......

            

 

+ نوشته شده در سه شنبه 17 اردیبهشت1387 11:32 قبل از ظهر توسط عاشق رسول |


Image and video hosting by TinyPic 

خدا را شکر می کنیم که امسال هم خدا به ما عمری عطا کرد 

... تا محرمی دیگر را ببینیم ... و لباس سیاه به تن کنیم ...

 خدا یا در این ماه دیده گریان و دلی سوزان به ما عنایت فرما ....

 

فرا رسیدن ماه محرم و شهادت امام حسین و یارانش

را به همه شیعیان دریا دل و عاشق تسلیت عرض می کنم

 

سر نى در نينوا مى‏ماند اگر زينب نبود

كربلا در كربلا مى‏ماند اگر زينب نبود

 

چشمه فرياد مظلوميت لب تشنگان‏

در كوير تفته جا مى‏ماند اگر زينب نبود

 

ذو الجناح داد خواهى،بى‏سوار و بى‏لگام‏

در بيابان ها رها مى‏ماند اگر زينب نبود

 

چهره سرخ حقيقت یعنی آن خورشید سرخ

پشت ابرى از ريا مى‏ماند اگر زينب نبود

 

در شکست لشکر شمشیرها ، تیغ زبان

در نیام ادعا می ماند، اگر زینب نبود

 

زخمه زخمى‏ترين فرياد در چنگ سكوت‏

از طراز نغمه وامى‏ماند اگر زينب نبود

 

در عبور از بستر تاريخ،سيل انقلاب‏

پشت كوه فتنه‏ها مى‏ماند اگر زينب نبود

 

در طلوع داغ اصغر ، استخوان اشک سرخ‏

در گلوى چشم ما مى‏ماند اگر زينب نبود

 

 

دل آسمان         خون چکان شد از این غم

زمین یک سر      آتش فشان شد از این غم

 

نه فرصت که پیراهن تو ببویم

نه مرهم که بر دل گذارم

نه مهلت که در ماتم تو بمویم

نه رخصت که شیون برآرم

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 22 دی1386 10:10 قبل از ظهر توسط عاشق رسول |


شب در انتظار من...

من در انتظار شب...

باز هم شب آمده است...

او کجا و من کجا....؟!!!

تو کوچه پس کوچه های خاطرم

زیر بارون عطر نفسهاش

آره باز هم دستم تو دستاش

موهای لطیف باد رو شونه می زنم

ولی ای کاش می دونست

اونی که هر لحظه براش مرده منم.....!

رسولم ... عزیزکم... ناز گلکم

الهی که من هزار مرتبه نه بیشتر ...

ده هزار مرتبه نه بازم بیشتر...

 صد هزار مرتبه  نه اصلا خیلی بیشتر از این عددهای کوچیک

فدات بشمممممممممممممم

خیلی دوست دارم ددییییییوووووووووووووننننهههههه

eshgh

دوست دارم ... بیشتر از یک دنیا حتی اگه

 نصف یک دنیا دوستم داشته باشی

به اید دیدار... امیدوارم دور نباشه

+ نوشته شده در سه شنبه 18 دی1386 11:50 قبل از ظهر توسط عاشق رسول |


Image By Pics.coo.ir

چه زيباست بخاطر تو زيستن و برای تو ماندن و به پاي تو سوختن

 و چه تلخ و غم انگيز است دور از تو بودن

 برای تو گريستن و به عشق و دنيای تو نرسيدن ...

 ای كاش ميدانستی بدون تو و به دور از

 دستهای مهربانت زندگی چه ناشكيباست

رسولم عزیزکم بخدا خیلی  دوست دارم خیلی.....

هر کاری که می کنی واسه من خشکل و خوشمزست...!   اااووووومممممم

خندیدنات...!

مسخره کردنات...!

شیرین زبونیات...!

قهر کردنات...!

عصبانیتت...!

و...

همش قشنگه

خیلی می خوامت عسلکم

دوست دارم...

بیشتر از یک دنیا حتی اگه نصف یک دنیا دوستم داشته باشی

به امید دیدار... امیدوارم دور نباشه

Image By Pic.Blogfa.Com

 

+ نوشته شده در سه شنبه 11 دی1386 10:7 قبل از ظهر توسط عاشق رسول |


امروز هم بهت سلام می کنم امروز و هر روز

دیروز یه جو امروز اینجوری و فردا.... یه جور دیگه!!!

از من هیچی نمونده

منو هیچ وقت نبخش

برام آرزوی خوشبختی نکن...

از من هیچی نمونده

زندگیم خاکستریه ....  به خاطر شکستن دل تو شاید یه روز

سیاه بشه اونقدر سیاه که شب بهش بگه من روزم

لیاقت تو رو نداشتم لایق عشق نبودم با این که هنوز

 می دونم که وجودم مالامال از عشق تو

منو نبخش .... هیچ وقت

برام دعا نکن .... هیچ وقت

.............................................

سرگذشتی ندارم من،حیات هم ندارم.

 سر گذشتم هر روز و هر ثانیه از روز زیر بار زندگی ویران می شود،

هیچ مفری ندارم تا به روشنی دریابم آنچه زندگی آدم نامیده می شود

 به چه معنا ست.

rasool

 

+ نوشته شده در شنبه 24 آذر1386 11:57 قبل از ظهر توسط عاشق رسول |


من از طرز نگاه تو امید مبهمی دارم ....

نگاهت را مگیر از من که با آن عالمی دارم!!!

r.s

 

دوست دارم مهربونم

دوست دارم... بیشتر از یک دنیا حتی اگه نصف یک دنیا دوستم داشته باشی

به امید دیدار... امیدوارم دور نباشه

+ نوشته شده در یکشنبه 11 آذر1386 12:56 بعد از ظهر توسط عاشق رسول |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

می دونی طاقت جدایی رو ندارم
با تو مثل صد تا بهارم
می خوام که نری تو از کنارم
آخه ازت زیاد خاطره دارم
می خوام اسمتو من نفس بزارم
از تو بگم در سایه سارم
هر جا بری من دوست دارم
از عاشقای این دیارم
به یاد شبهای زیر بارون
که خیس می شد تموم سر و پاهامون
شبها همش من خواب تو رو می بینم
بین هفت آسمون من رو زمینم


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

زندگی بی غم نمیشه (جمیله تنها)
داداش تنها2
داداش تنها
من خسته ترین واژه ملموس غروبم...شقایق جان دوست خوب و پر احساسم
عاشق پرتقال فروش اینو خودش میگه ببینید
اینم یه عشق از نوع آسمونی مریم عاشق خداست ما هم هستین
عاشق تنها
تنها
از تو ای زندگی محنت بار بخدا سیر شدم سیر شدم
سکوت
دادگاه عشق
قصه عشق
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

هفته اوّل شهریور 1387

هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته اوّل دی 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته اوّل آذر 1385
هفته چهارم آبان 1385
هفته سوم آبان 1385
هفته دوم آبان 1385
هفته چهارم مهر 1385
هفته سوم مهر 1385
هفته دوم مهر 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385



پیوندها

باش با من تا من نیز با تو باشم (شیرین)
شیدا خیلی دوست دارم (محمد رضا)
روزهای تنهایی(سارا و امید)
من منتظر می مانم(....)


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS